سفارش تبلیغ
صبا ویژن
پسر آدم وصىّ خود در مال خویش باش ، و در آن چنان کن که خواهى پس از تو کنند . [نهج البلاغه]
مدیر وبلاگ
 

آمار واطلاعات
بازدید امروز : 18
بازدید دیروز : 19
کل بازدید : 167801
کل یادداشتها ها : 86
خبر مایه

موسیقی


طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

این نوشته جزء آخرین دست نوشته های مهندس شهید محمد مهدویه:

شهید محمد مهدوی

من یک دانشجوی 20 ساله هستم و الان متوجه شده ام این راهی که من می روم به سر منزل مقصود (شهادت) من را نمی رساند،هر

روز که زندگی نامه ی شهدا را مطالعه می کنم نا امید تر می شوم.

هر چه تلاش می کنم،پس از اندکی تمام ذخایر معنوی خود را به واسطه ی یک گناه از دست می دهم و باز هم نا امیدی.در این سال ها

بعد از نماز فقط برای دنیایم دعا می کردم.ولی اکنون می بینم این دنیا پشیزی ارزش ندارد.خواهشمندم مرا راهنمایی کنید که علاوه

براینکه من را به سر منزل مقصود برساند،همراه با ثبات قدم باشد.

من سال هاست ریش می گذارم و پیراهنم را رو می اندازم و دکمه ی یقه ام را می بندم،ولی فلسفه اش را نمی دانم.

اگر امکان دارد برایم یک راه خوب ارسال کنید که من را به خدا نزدیک کند و من نیز در این راه ثبات قدم داشته باشم،نه اینکه بعد از دو یا

سه ماه،به گناهانم روی آورم.راهی برای تقویت اراده و همچنین اگر دعایی برای شهادت وجود دارد،برایم ارسال کنید.

 

"ای کاش آدرس گیرندش رو برامون ارسال می کردی.ولی می دونم آدرسش با همه ی آدرس هاس دنیا فرق داشت.

شاید هم آدرسو بلدیم ولی غبار ها نمی ذاره پیداش کنیم."

گلابی نوشت:

1.مهدوی جان،تو که به سر منزل مقصودت رسیدی!این ماییم که.... 

لحظاتی بعد از شهادت شهید مهدوی

2.شهید محمد مهدوی از شهدای بمب گزاری حسینیه سید الشهدای شیراز


  

علم می گوید ماهی به خاطر دور شدن از آب،به دلایل طبیعی می میرد.

اما هر کس بالا و پایین پریدن ماهی را دیده باشد،تصدیق می کند که ماهی از بی آبی به دلیل طبیعی نمی میرد.

ماهی به خاطر آب خودش را می کشد!

خشم....عجز....تنهایی....

این ها لغاتی علمی نیستند.

 

"ارمیا" ماهی بی دست و پای حلال گوشتی شده بود روی زمین!

ارمیا

 

گوشهایش صدای ارمیا را به صدای استادان ترجیح می داد.

دستانش موقع دست دادن و لب هایش موقع بوسیدن – با شرمی بی معنی – ارمیا را ترجیح داد.


جلد روی کتاب

 

ارمیا

نخستین کتاب رضا امیرخانی است که در سال 1372 منتشر شد و تاکنون به چاپ چهارم رسیده است. نام کتاب از شخصیت اصلی آن وام گرفته شده.

 

خرید کتاب


گلابی نوشت:

1.در مورد داستانش توضیح ندادم که خودتون بخونید!Reading a Book

2.توصیه می کنم حتما بخونیدش!

3.قیمت کتاب هم مناسبه!

4.این کتاب رو یکی از دوستانم بهم هدیه دادن.  

5.قسمت هایی از کتاب که خودم دوس داشتم:

"باز هم مکث همیشگی ارمیا. به این جای نماز که می رسید صورتش در هم می رفت. فکری به پیچیدگی و در هم ریختگی موهایش به جای روی سر ، توی سرش ریشه می دواند:

- من چه ربطی به بندگان صالح خدا دارم؟ شاید خدا خواسته مرا مسخره کند. من با ...

و بعد گناهان کوچک و بزرگش را به یاد می آورد. خجالت مثل برق گرفتگی می لرزاندش و بعد هم متوجه مکث زیادش می شد.

- السلام علیکم و رحمه الله و برکاته."

بقیشم نمی گم که بیشتر از این لو نره!چشمک

6.راستی این کتاب از جمله کتابهای سوره مهره،و جزء کتابهای زرینه!

7.دوستانی که این کتابو می خونن یا قبلا خوندن،لطفا نظرشونو راجب این کتاب بگن.

همین!


  

 

فاطمیه دوم

باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟

 ماه عزای فاطمه روح مُحرم است!

 

 خون گریه کن ز غم،که عقیق یمن شوی

 رخصت دهد خدا که تو هم سینه زن شوی

 

 در فاطمیه از دل و جان گریه می کنیم

 همراه با امام زمان گریه می کنیم

 

 در فاطمیه رنگ جگر سرخ تر شود

 آتش فشان غیرت ما شعله ور شود

 

 شمشیر خشم شیعه پدیدار می شود

 وقتی که حرف کوچه و دیوار می شود

 

 لعنت به آنکه پایگذار سقیفه شد

 لعنت به هر کسی که به ناحق خلیفه شد

 

 لعنت بر آنکه برتن اسلام خرقه کرد

 این قوم متحد شده را فرقه فرقه کرد

 

 تکفیر دشمنان علی رکن کیش ماست

 هر کس محب فاطمه شد،قوم وخویش ماست

 

 ما بی خیال سیلی زهرا نمی شویم

 راضی به ترک و نهی تبرا نمی شویم

 

 قرآن و اهل بیت نبی اصل سنت است

 هر کس جدا ز این دو شود،اهل بدعت است

 

 ما همکلام منکر حیدر نمی شویم

 «با قنفذ و مغیره برادر نمی شویم»

 

 ما از الست طایفه ای سینه خسته ایم

 ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم

 

 امروز اگر که سینه و زنجیر می زنیم

 فردا به عشق فاطمه شمشیر می زنیم

 

 ما را نبی «قبیله ی سلمان» خطاب کرد

 روی غرور و غیرت ما هم حساب کرد

 

 از ما بترس،طایفه ای پر اراده ایم

 ما مثل کوه پشت علی ایستاده ایم

 

 از اما بترس، شیعه ی سرسخت حیدریم

 جان برکفان جبهه ی فتوای رهبریم

 

 از جمعه ای بترس که روز سوارهاست

 پشت سر امام زمان ذوالفقارهاست

 

 از جمعه ای بترس،که دنیا به کام ماست

 فرخنده روز پر ظفر انتقام ماست

 

 از جمعه ای بترس،که پولاد می شویم

 از هرم عشق مالک ومقداد می شویم

 

گلابی نوشت:

شعر از وحید قاسمی

وبلاگ رقیه خاتون

 


  


غفلت از یار،گرفتار شدن هم دارد

از شما دور شدن،زار شدن هم دارد
بقیشو ببینید...

  

 (به مناسبت 4مین سال گرد شهدای بمب گذاری حسینیه سیدالشهدای شیراز)

24.فروردین.1387

 شنبه ای بود،مثل همه ی شنبه ها.خب ساده است،شنبه برای ما کانونی ها بیش از آنکه معنای روز اول هفته را بدهد،معنای "کانون"  را می دهد.همیشه شنبه یعنی کانون!!

ادامه مطلب...

  

 

حریـــم  قدسیت  بـــال  مناجــاتی    بده

     گنبــــدت دل  می برد   وقت   مـــلاقاتی  بده

          دستهایم  خالی  از  پیش است سوغاتی بده

               من فقـــیرم  تکه نــــانی  بهر خیـــــراتی بده

                    از کــنار  تو  گدا با دســت  خــالی  رد نــــشد 

                         نیست عاقل هر کسی دیوانه ی  مشهد  نشد


    از  دم  گرمت  مسیحا  صــاحب  دم  می شود

بی  تو  باشم حضرت خورشید
،سردم می شود

    
          نان  برای  خــوردن  و بـــردن فراهـم می شود

       
  من  زیادیم  مگر از ســـفره ات  کـــم می شود
گلابی نوشت:
 
بالاخره آقا طلبید.
 
باورم نمیشه راهم دادن....
 
باورم نمیشه اومدم روبه روی گنبد نشستم و زل زدم بهش....
 
باورم نمیشه....
 
باورم نمیشه صدای نقاره هاتو شنیدم....
 
آقاجون؛
         خییییییییییییییییییییییییلی باحالی.
 
2آگو.
 
شعر هم از صابر خراسانی!
 
همین.


  

 

ما را   ببخش    از   عشق  تو  دیوانه نیستیم

     با زائـــران    چــشم    تو   بیــگانه   نیســتیم

از صــبح شــنبه تا شـــب جمعه بیـــــا بیــــا

     جمــــعه    برای    امدنــــت    خانه نیســــتیم

 

 

سلام.

جاتون خالی نماز ظهر حرم حضرت معصومه(س) بودیم.

2رکعت نماز هم به نیابت از همه دوستان خوندم.

امشبم خدا توفیق داد،جمکران کمیل 2آگو بودم.

شعر هم از صابر خراسانی!

همین!


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ