سفارش تبلیغ
صبا ویژن
آنکه شیفته بازی و دل باخته سرگرمی و طرب است، خردورزی نکرده است . [امام علی علیه السلام]
مدیر وبلاگ
 

آمار واطلاعات
بازدید امروز : 25
بازدید دیروز : 45
کل بازدید : 107807
کل یادداشتها ها : 86
خبر مایه

موسیقی


طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

هوا تاریک شده ک وارد شهر میشیم.

بعد از کلی آدرس گرفتن بالاخره میرسیم!

اره خودشه:"خابگاه دخترانه سجاد"

- سلام.اتاق 218 کجاست؟

- سلام.طبقه 3،سوییت بی

وارد سوییت ک میشی،

بوی سیب زمینی سرخ کرده می خوره زیر دماغت.

- 218 کجاست؟

- ته راهرو

در اتاق بازه.

کف اتاق پر از برگههههههه های خیلی بزرگ!

با یه لب تاب روشن!

زهرا اولین هم اتاقیمه.

بر خلاف تصورم که فک می کنم همه

مثل خودم ترم اولین،ارشد می خونه!اما بازم ترم اوله!

برخورد اولش که خیلی گرم و مهربونه...

و تا اخر هم مهربون می مونه..

ساعت 12 شب!

اولین شب خابگاهی.

هنوز یه نفر نیومده.

صدای کشیدن ساک میاد و در اتاق باز میشه.

یه دختر چادری که داره نفس زنان و کشون کشون

وسایلاشو میاره.خیلی سنگین سلام می کنه.

- سلام.کمک می خای؟

خیلی سنگین تر جواب میده:

نه،خودم میارم!

- اسمت چیه؟ترم چندی؟جی می خونی؟

- فرشته،ترم یک مهندسی کامپیوتر!

و می ره برا آوردن بقیه وسایلاش.

هفته اول با همه اتفاقاتش میگذره.

و با غروب های دل گیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرش....

غروب هایی که تا ته 4 سال هم دل گیر می مونه...

و شاید دل گیر تر هم میشه...

آخرای ترمه.

ساعت 7:30 عصر.

درواقع 7 و نیم یه شب زمستونی!

ایستگاه اتوبوس جلوی دانشگاه.

منتظر آخرین سرویس اتوبوس باغ ملی.

آشنایی من و راضیه.

وقتی قراره یکی دو روز بعدش عرفه با داداشش مشهد باشه