سفارش تبلیغ
صبا ویژن
خداوند، هر دانای به دنیا و نادان نسبت به آخرت را دشمن می دارد . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]
مدیر وبلاگ
 

آمار واطلاعات
بازدید امروز : 35
بازدید دیروز : 45
کل بازدید : 107817
کل یادداشتها ها : 86
خبر مایه

موسیقی


 (به مناسبت 4مین سال گرد شهدای بمب گذاری حسینیه سیدالشهدای شیراز)

24.فروردین.1387

 شنبه ای بود،مثل همه ی شنبه ها.خب ساده است،شنبه برای ما کانونی ها بیش از آنکه معنای روز اول هفته را بدهد،معنای "کانون"  را می دهد.همیشه شنبه یعنی کانون!!


مثل همیشه بود،زود به حسینیه می رسم،گشتی می زنم اطراف حسینیه،جلسه تدارکات است.بچه ها دور هم جمع شده اند.من همیشه

تدارکاتی ها را دوست دارم.می ایستم کنارشان.مسولشان در حال

صحبت کردن است.از شهادت می گوید!تعجب می کنم.فکر می کردم توی جلسه ی تدارکات باید بیشتر بحث کار باشد،کلمن،چای،شربت و ....!!

-"بچه ها!ما مثل شهدا کار نمی کنیم.اگر مثل آنها  بودیم،حتما راهی برای شهادت بود...در شهادت هنوز....!!"

گردنم را کج می کنم.چشمانم انگار دنبال چیزی در آن دور ها می گردد.شهادت...؟!!

شهادت،شهید...!چه واژه های غریبی!ولش کن.

چشم می گردانم دور حسینیه.گوشه ای دیگر،جلسه ی واحد شهداست.مسولش را می شناسم،هم کلاسی هستیم.اتفاقا مسول واحد

هم همین ها را دارد به نیروهایش گوشزد می کند.

-"فاصله ما با نسل جهاد زیاد شده...."

می گذرم.

توی صف نماز می نشینم.

نماز شروع می شود.هق هق کنار دستی ام را می شنوم.پشت سری،جلویی!

مگر اعتکاف است؟؟!!نماز من هم کمی متفاوت است.یاد اعتکاف می افتم...

نماز تمام می شود و سخن رانی شروع.

"خود فریبی" عنوان سخن رانیست.

-"کسی که به مقام فِنا رسیده،ابایی نداره که امشب شب آخر عمرش باشه..."

با یک حساب سر انگشتی مشخ